فردا بعد از ظهر با امید میرم اصفهان! همینطوری یهو خیلی ناگهانی تصمیم گرفتم برم یه جایی، که دیدم چون امید هنوز نرفته دانشگاه، باهاش هماهنگ کنم که با هم بریم. کلاسامون قراره از پس فردا شروع بشه ولی نمیدونم بچه ها میخوان برن سر کلاس یا نه. مهم هم نیست. مهم منم که دارم میرم سفر. معلوم هم نیست که تا کی بمونم. شاید 1 روز، شاید 1 هفته! شاید از اونجا هم سر به اینترنت بزنم، شاید هم نزنم. هیچی معلوم نیست!
ایشالا که این یه مدت گم و گور شدن یکمی این حال و هوای عصبی مزخرفُ از سرم باز کنه.
دارم انتخابات الویرای و. س. نایپُل رو میخونم. از اون خزان پیشوای مارکز خیلی روون تر و بهتره.
جهان ماهواره
جهان ماهواره
خب جهان ماهواره چی؟!
سلام چهار حرف داره عشق سه حرف داره گل دو حرف داره اما تو حرف نداری



































آن بهار که دستت به زنگ نمی رسید را به یاد بیاور و فراموش مکن زمانی میرسد که هر چه زنگ می زنی هیچ کس در خانه نیست تا در را به رویت باز کند این فاصله را زندگی کن
راز موفقیت را نمیدانم اما راز شکست در راضی نگه داشتن همگان است
وبساز ابزار وب نویسان جوان
جدیدترین کذهای موزیک
آفرین وبسازجان! پیام عمومیت بالاخره تغییر کرد و از اون بحث دامن خارج شد! دمت گرم
(این نظر بالاییه چه حوصله ای داشته:دی)
به سلامتی سوغاتی یادت نره
چه سوغاتی بهتر از خودم میخوای؟ همین که خودم برمیگردم بزرگترین نعمته براتون دیگه!
خوش بگذره..یه سر هم برو دهات ما..پیشه ننه لیلام!میمیری از خنده..احتمالا لحن حرف زدنت هم شبیه من میشه!گلپایگان..خوانسار رو که بلدی!
بلد که نیستم ولی ایشالا یاد میگیرم! برم بگم لیلا ننه ی مهتاب همه میشناسن دیگه، نه؟
خدا رحم کنه به ایران که دانشجوهاش شمایین. دو روز قبل کلاس میخواد بره مسافرت. اگه من مسئول دانشگاه بودم با اردنگی می نداختمت بیرون
خیلی خشنی بابا! تو اگه مسئول دانشگاه های کشور بودی تعداد دانشجوهای در حال تحصیل به یک هزارم میرسید!
سفر به سلامت. منتظر پست سفرنامه شما هستم