واقعا کارِ ما به کجا رسیده که کیهان، به عنوانِ یک روزنامهی رسمیِ کشور، باید مطلبی در موردِ گزارشِ فلان سلطنتطلب از نحوهی گلپوچ بازیکردنِ مهدی کروبی در داخلِ زندانِ شاه بنویسد؟
به کجا رسیدهایم که ستونهای مختلفِ کیهان و وطنِ امروز، باید محلِ هجویاتِ جنابِ آقایِ حسین قدیانی -رئیسِ سازمان بسیج دانشجویی کشور- باشد؟
کاری به مطالبی که این برادرِ بزرگوار روی وبلاگِ شخصیِ خود منتشر میکنند ندارم، که آنجا قطعهی خودشان است، اما آیا واقعا روزنامههای رسمیِ کشور جای این ادبیاتِ سخیف و تمسخرآمیز است؟!
دوست عزیز
این که چیزی نیست
این خانه از داربست ویرانست
اولا خانه از داربست ویران نمیشود، از پایبست ویران میشود!
ثانیا من با شما همعقیده نیستم، خانه از پایبست -یا همان داربستِ شما- ویران نیست. بنده شخصا با اصول و ایدهئولوژیهای کلی موافقم، مشکل با جزئیات است که امید دارم به اصلاحشان
حالا شما به بزرگواری خودتون ببخشین. بچگی کردن. نفهمیدن...
یه جوری گفتی انگار این کار امروز و دیروزشونه اخوی...
نخیر نمیبخشم. اصلا اصرار نکن. عمرا ببخشمشون!
حالا اصلا من سر پیازم یا تهش؟
ما در میان مشتی انسان بی فرهنگ ایستاده ایم که موجی از دریا به ساحل آورده. شاید در موج بعدی آن ها بروند شاید هم ما. این قصه بر می گردد به همان جمله شما که هنوز معتقدی اصول صحیح است اما این ها جزئیاتند
شاید در چند سال اول انقلاب رفتارهای این چنینی را می شد به حساب ساده لوحی و تازه واردی به عرصه سیاسی گذاشت. اما وقتی بالاترین مقام اجرایی امثال چنین لغاتی را در سخنرانی های استانی و کشوری و حتی بین المللی استفاده می کند نباید بر چنین خرده افرادی اشکال وارد کرد که ادبیاتی سخیف بر نشریاتی معلوم الحال می نگارند. از کوزه برون همان تراود که در اوست
شما را نمی دانم اما من بر ساحل ایستاده ام و منتظر موج بعدی ام
خودمانیمها؛ شما که به کنار، اما بنده خودم هم چندان با فرهنگ نیستم که میانِ مشتی بیفرهنگ ایستاده باشم
تصور من این است که آن آقای بالاترین مقامِ سیاسی، روی حسابِ ترجیح ادبیاتِ انقلابی به جای ادبیاتِ دیپلماتیک این شکلی حرف میزند، هرچند زیادهروی میکند مسلما
واقعا....پول بیت المال رو صرف چه کارایی می کنن
به قول آیدین: «والا به قرآن!»