من کده

اینجا ملک شخصی من است ...

من کده

اینجا ملک شخصی من است ...

همه‌جا پاییز است

دیرگاهیست که روشن نکند دخترِ ماه _

دشتِ تاریکِ مرا.

همه‌جا خاموشی‌ست

وای تاریکی و تنهایی، دردانگیز است.

چه شد آن شورِ بهار؟

چه شد آن گرمیِ عشق؟

همه‌جا پاییز است.

کوه تا کوه به گردِ سرِ من اندوه است.

دشت تا دشت به پیشِ نگهم نومیدی‌ست.

سینه‌ام از غمِ بی‌عشقی و بی‌هم‌نفسی لبریزست.


مهدی سهیلی

نظرات 5 + ارسال نظر
آشکار شنبه 6 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 09:50 ب.ظ

قایقی خواهم ساخت
خواهم انداخت به آب
دور خواهم شد از این خاک غریب
...
پریانی که سر از آب بدر می آرند
و در آن تابش تنهایی ماهی گیران
می فشانند فسون از سر گیسوهاشان
...
دور باید شد دور
شب سرودش را خواند
نوبت پنجره هاست
همچنان خواهم خواند
همچنان خواهم راند

دکتر اشتباهی یکشنبه 7 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 12:54 ق.ظ

این یعنی شما ترجیح میدین من یه شعری از یکی دیگه بذارم تا یه چیزی از احوالات خودم بنویسم دیگه!

دوست یکشنبه 7 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 01:17 ب.ظ

خیلی قشنگ بود و این حس چقدر برای من اشناست
خیلی خوب گفتین

خیلی خوب گفتَند آقای سهیلی!

مهتاب یکشنبه 7 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 02:34 ب.ظ

مهدی سهیلی کتابم داره؟قشنگ بود!

بله کتاب هم داره. این یکی از مجموعه شعرِ سرودِ قرن بود. اگه اشتباه نکنم باید چندتا مجموعه دیگه هم داشته باشه. یکی از مهمترین‌هاش هم اشکِ مهتابه!

بیدل دوشنبه 8 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 02:04 ب.ظ http://sonnat.blogsky.com

یه دفه بگو زن میخوام و خودتو راحت کن... بیا که آپم...

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد