من کده

اینجا ملک شخصی من است ...

من کده

اینجا ملک شخصی من است ...

وبلاگم جدی جدی دیگه قالب نداره یا برا من بدون قالب بالا میاد؟!


امروز بعدازظهر می‌رم پیش دکتر نوروزی. دیگه به احتمال فراوان آخرین باریه که می‌رم اونجا.

دیروز حاج‌خانم رو بردم درمونگاه. امروز صبح رفته آزمایش بده و دوتا پلاستیک قرص و کپسول و کوفت و زهرمارم بهش دادن.

چند روز پیش رفته بودم واسه یه آشنایی دوتا سیستم شبکه کنم. کارشو راه انداختم یه مبلغی بهم داد. تا به شب نرسیده همه پول خرج دارو و آزمایشگاه شد! به شوخی گفتم ظاهرا بنده خدا راضی نبوده بهم پول بده تو دلش گفته ایشالا خرج دوا و دکترت بشه! حالا ظاهرا جدی جدی یکی نفرینمون کرده. یه پامون تو مطب دکتراست یه پامون آزمایشگاه!


تصادفا دارم از داخل ویندوز می‌نویسم!


جواب آزمایش رو گرفتم. مسم هنوز زیاده ولی از دفعه قبل کمتر بود. آنزیم کبدیم که قبلا زیاد بود حالا به اندازه شده. یه چیز دیگه‌ای هم که قبلا متوسط بود حالا زیاد شده! کلا اوضاعم از این رو به اون رو شده. دیروز بردم نشون دکتر بدم که گفتن امروز نمیاد. شنبه میاد که من می‌خوام برم دیار یار که کلاس دارم و نمی‌رسم به دکتر. می‌ره تا دوشنبه!

اگه اذیت کنه چرت و پرت بگه می‌برم پیش یه دکتر دیگه. شاید کل آزمایشارو همینجا هم مستند بذارم که یه آدم خیری هنگام گذر اگه دید بیاد به حساب کار ما برسه!


در ادامه‌ی روزهای قشنگِ بعد از حاجی، حاج‌خانم هم مجددا مریض شده. سردردهاش زیاد شده و اوضاع داخلیشم جالب نیست. دیروز پیش دکتر مغز و اعصاب بود که مشخص شد مغزش سالمه ولی اعصابش خرابه. بقیه موارد رو فعلا رسیدگی نکردیم و در حال استراحت در منزله. هرچی فکر می‌کنم یادم بیاد تو این شرایط حاجی چه کارایی انجام می‌داد تا الان بگم کاش بود تا اون کارو می‌کرد فایده نداره! شاید وقتایی که سالم بود کسی تو خونه مریض نمی‌شد!

آها الان یادم اومد وقتایی که حاج‌خانم نبود حاجی برامون ناهار درست می‌کرد!


معینم داره مثل آدمای شیمیایی‌شده سرفه می‌کنه! گرفتاری شدیم ما!


امروز حالم خوبه. سردرد و مشکلات دیگه ندارم. صبحم با فردریش تونستم صحبت کنم. دارم با NetworkSimulator 2 ور می‌رم ببینم می‌تونم رو این LinuxMint 14 نصبش کنم یا نه. راستی نگفته بودم! دیگه کلا دارم با این سیستم عامل کار می‌کنم! البته برا یه سری کارهای دانشگاه مجبورم ویندوز رو هم داشته باشم. ولی کارهای اصلیم تو همین سیستم عامله.

و همچنان چیزایی هست برای نوشتن که حسش نیست. آخرش با همین لحن محاوره‌ای مجبور می‌شم هرچی بحث فنی دارم بنویسم که خیالم راحت بشه.



راستی عامل حال خرابم احتمالا نسکافه‌ی منقضی‌شده‌ای بود که خوردم!


پنجشنبه زنگ زدم ببینم جواب آزمایشم اومده یا نه. گفتن هنوز جواب مقدار مس نیومده. قرار شد دوشنبه برم دنبالش. امیدوارم جواب درست و حسابی بگیرم. دکتر می‌گه اگه بازم طوری باشه که مشکوک به ویلسون باشی باید از کبدت نمونه‌برداری بشه. همین الآن داشتم درباره‌ش می‌خوندم، خدا کنه مشکلی نداشته باشم!
یه جفت فنچ هم برای فردریش خریدم. خیلی خوشحال شد.

دیشب آخر شب حالم چندان مساعد نبود. دندونم مجدد درد گرفته بود و یه مقداری احساس تهوع داشتم. رفتم بخوابم ولی نشد. نصفه شب دیگه اوضاع خیلی خراب شد گلاب به روتون بالا آوردم. تا نزدیکای صبح اوضاعم مساعد نبود. امروزم از صبح سردرد داشتم. الان که دارم می‌نویسم یه مقداری بهتر شدم. صبح رفته بودیم ولایت چون قرار بود هیئتیا بیان خونه‌ی ‍پدری حاجی برای عرص تسلیت و این حرفا. خیلی سخت بود که می‌دیدم حاج‌خانم بی‌صدا اشک می‌ریزه و دستای من برای پاک کردن اشکاش کافی نبود.
ظهر یه سر رفتیم خونه‌ی خاله. شوهرخاله ام‌اس گرفته اوضاعش خیلی خرابه. خیلی سخته که هر روز بیشتر آب بشی و خودتم بدونی که درمانی نداره.
امروز از حاجی گله کردم که چرا نیست که بشینه بالای سرم و مواظبم باشه. مریضم مثلا! این همه هی دادا دادا می‌کرد بهم می‌گفت دادای نامرد همش از پیشم در می‌ری، حالا خودش نامرد شده.

فردریش رفته ولایتشون. دلم تنگ شده. موبایلش اونجا آنتن نمی‌ده.

این بلاگ‌اسکای هم بالای مطالبِ وزینِ من می‌آد ژلِ حجم‌دهنده‌ی لب تبلیغ می‌کنه! آبرو حیثیت نمی‌ذاره برا آدم خب! آخرش می‌رم سراغِ همون رسانه‌ی متخصصان و اهلِ قلم!

هرچی سعی می‌کنم بی‌خیالِ بحثای کپی‌رایت و استفاده‌ی غیرمجاز از نرم‌افزارها و این داستان‌ها بشم، این دوستان دلایلِ بیشتری برای پرداختنم به این قضیه ایجاد می‌کنن. چند وقت پیش بحث‌ِ تحریمِ کاربرانِ ایرانی از طرف بعضی از شرکت‌های سازنده‌ی نرم‌افزارهای امنیتی بود*، حالا این مایکروسافتِ مادرمرده هم داره به محدودیت‌هاش اضافه می‌کنه** تا هوس کنم اصلا بحث رو از خودِ سیستم عامل شروع کنم! 


* نمونه‌ش شرکت‌های AVG و Avast هستن که از قضا می‌شه گفت بهترین آنتی‌ویروس‌های رایگان و بدونِ کپی‌رایت رو می‌سازن اما استفاده از این نرم‌افزارهای رایگان رو هم برای کاربران ایرانی محدود کردن! البته طبق گفته‌ی مسئولینِ Avast، این محدودیت‌ها به خواستِ خود شرکت‌ها نبوده؛ قانونی بوده که کشورشون (جمهوری چک) بهشون ابلاغ کرده و مجبور بودن که اجرا کنن.


** ویندوز 8 جنبه‌های تحتِ وبِ بیشتری رو داره مثل بخش فروشگاه نرم‌افزاری که مثل Android Market یا Ubuntu Software Center و بقیه‌ی بخش‌های مشابه تو سیستم‌عامل‌های دیگه‌ست. اینطور که به نظر می‌رسه این سرویس و سرویس Mail و سرویس‌های دیگه‌ی تحتِ وبِ این سیستم‌عاملِ جدید هم برای کاربران ایرانی قابل استفاده نیست. البته می‌شه با VPN و این جور مسخره‌بازی‌ها استفاده کرد، ولی مطمئنا زیاد جالب نیست!


*** دلم می‌خواد علاوه بر اون مقاله‌هایی که در موردِ کپی‌رایت و نرم‌افزارهای رایگان قصد نوشتنشونو دارم -الان یک سالی هست که این قصد رو دارم!-، تو یه مطلبی یه لیستی از شرکت‌های مهمی که محصولاتشون رو برای ما محدود می‌کنن بنویسم؛ ولی امان از بی‌حالی!

واقعا خوش به حالِ مولانا که حسام‌الدین داشت. یکی نیست بیاد این در و گهرهایی که من لابه‌لای حرفای بی‌خودم به اطراف پراکنده می‌کنم رو جمع کنه بنویسه در اختیار عُموم قرار بده!

محرم

اگه بی‌کار شدید کتاب حماسه حسینی شهید مطهری رو بخونید. علی‌الخصوص جلد دوم.

و البته این مطلب:

لینک


ReTest

ظاهرا آزمایش‌ها دست از سر ما برنمی‌دارند!

دکتر فرمودند که برو آزمایش خون و اون آزمایشِ مبارکِ 24ساعته رو یه آزمایشگاه دیگه تکرار کن! ظاهرا یه چیزی رو نشون می‌دن که با وضعیتِ من نمی‌خونه!


به دو اسم احتیاج دارم، برای وبلاگِ خودم!

کلید

دو عدد کلید داشتم که خودشون زیاد مهم نبودن، بیشتر جاکلیدی‌ش مهم بود که نصف خونه‌مون بود. بعد از کولونوسکوپی دیگه ندیدمشون. احتمالا تو بیمارستان از جیبم افتادن.همین جا از پرسنل خدوم بیمارستان علی‌الخصوص خانمِ "." خواهش می‌کنم اگه تو زیرزمین بخش داخلی پیداش کردن به من خبر بدن.

با تقدیر و تشکر فراوان!

باز آمدم!

خب آزمایشات به خوبی و خوشی تموم شد و عجیب این که این دفعه هیچ بیماری و مشکلی از جواب آزمایشا پیدا نشد! البته بسیار آزمایشات مزخرفی بود علی‌الخصوص کولونوسکپی که از یه جایی بعد اصلا یادم نمیاد چی شد! فک کنم اصلا از حال رفتم تا یه مدت بعدش که تو اتاق دیگه‌ای خودمو روی تخت یافتم!