من کده

اینجا ملک شخصی من است ...

من کده

اینجا ملک شخصی من است ...

1.2.+

1. آخرای «عقاید یک دلقک» رو دارم می‌خونم. این سر کار رفتنم هیچ خیری هم نصیبم نکرده باشه نمی‌تونم خیر عظیم اعطای فرصت مجدد کتابخوانی رو انکار کنم. از این یکی کتاب هاینریش بل هم مثل «سیمای زنی در میان جمع» خیلی خوشم میاد. فقط حیف که کلا زیادی +18 می‌نویسه :دی


2. از این اطراف صدای مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل میاد! نمی‌دونم کجاست و اصلا مناسبتش چیه. حاجی اومده یه سر بزنه بهم، میگه اینا فک می‌کنن امریکا حضرت زهرا رو شهید کرده احتمالا!


+ حاجی دوباره اومد

ترسم که اشک در غم ما پرده‌در شود

گویند سنگ لعل شود در مقام صبر

آری شود ولیک به خون جگر شود


همین!

چند پاسخ برای یک سوال شخصی و یک سوال و جواب دیگر

مکارم: چنانچه صیغه ی محرمیت جاری نشده تنها در حد صحبت کردن در مورد ازدواج مجازید آن هم با هماهنگی خانواده.


وحید خراسانی: ارتباط قبل از عقد جایز نیست و راهی جز اجراء صیغه‌ عقد نیست که بنابر احتیاط واجب باید با اجازه پدر یا جد پدری دختر باشد.


سیستانی: جایز نیست (همین؟!!!)


خامنه‌ای: به هر حال هر گونه ارتباطی که خارج از ضوابط و احکام شرعی باشد و یا مفسده ای بر آن مترتب شود، جایز نیست؛ و بر هر زن و مرد مکلفی شرعا واجب است در تماس و نشست و برخاست با جنس مخالف حریم ضوابط شرعی و مقررات و مقررات اسلامی را دقیقاً مراعات نمایند و از هرگونه عمل و رفتاری که آمیخته به ریبه و یا موجب ترتب فتنه و فساد باشد، جداً احتراز نمایند.


آشکار (دامت برکاته): تا برادران نیروی انتظامی گیر نداده‌اند هیچ اشکالی ندارد. در ضمنا بر هر زن و مرد در سن ازدواجی شرعا واجب است روی ازدواج‌های سنتی که زن و مرد شب عقد یکدیگر را می‌دیدند خط بطلان کشیده و به هر روش ممکنی قبل از ازدواج حداقل شناخت‌های لازمه را که شرط بقای اساسی بنیان زندگی است از یکدیگر کسب نمایند.


س: با دخترى نامزد هستم خانواده‌ها هم در جریان هستند آیا مى‌شود براى هم از طریق اینترنت پیام یا ایمیل بفرستیم؟ روابط ما تا چه حدّى شرعى است؟ (عقد یا صیغه هم به هیچ وجه فعلاً ممکن نیست).
ج (خامنه‌ای): باید از بیان مطالبی که محرّک شهوت و یا مناسب زن و شوهر شرعی باشد، اجتناب کنید.

تقدیم به هواداران

اینم به خاطر دل هواداران صمیمی و فداییان خودم میذارم. یه عکس از خودم گرفتم امضا هم زدم روش که برین حالشو ببرین :دی

نکته: تیریپم همون تیریپ سه سال پیشه که عکسشو گذاشتم سمت راست وبلاگ، ولی احساس میکنم دماغم بزرگتر شده از اون موقع :))

گرفتاری

من به حال خودت ای دوست گرفتار شدم

چشم بیمار تو را دیدم، ولی خب راستش از قبلش بیمار شده بودم

حکایت در گِل ماندن ما از قضاوت بعضی‌ها!

من واقعا موندم تو این قضیه که چطور میشه یکی در مورد آدمی که تا حالا باهاش دیداری نداشته، باهاش صحبتی نکرده، حتی در موردش از کسی که مطلع بوده هم سوالی نپرسیده قضاوت کنه و نظر بده. ولی خب این تازه قسمت خوب قضیه‌ست، فاجعه اینجاست که یکی بیاد اینطوری در موردت صاحب‌نظر بشه، بعد یه مدت بعد بدون اینکه بازم هیچ‌کدوم از کارهای بالا رو انجام بده، یهو نظرش در موردت عوض بشه!

بیانات رهبر در دیدار جوانان استان اصفهان. 12 آبان 80

اگر کسی در مقابل جوانان ادّعا کند و بگوید نظام اسلامی ما هیچ عیبی ندارد و همان قالبی را که اسلام خواسته، ما پیاده می‏کنیم، گزاف گفته است. به‏هیچ‏وجه این‏طور نیست. خود ما انسانهای ضعیفی هستیم. وقتی کسانی اسم مبارک امیرالمؤمنین علیه‏السّلام یا اسم مبارک ولی‏عصر روحی‏فداه را می‏آورند، بعد اسم ما را هم دنبالش می‏آورند، بنده تنم می‏لرزد. آن حقایق نور مطلق، با ما که غرق در ظلمتیم، بسیار فاصله دارند. ما گیاه همین فضای آلوده دنیای امروزیم؛ ما کجا، کمترین و کوچکترین شاگردان آنها کجا؟ ما کجا و قنبرِ آنها کجا؟ ما کجا و آن غلام حبشی فداشده در کربلای امام حسین علیه‏السّلام کجا؟ ما خاک پای آن غلام هم محسوب نمی‏شویم. اما آنچه که حقیقت است، این است که ما به عنوان مسلمانانی که راهمان را شناخته‏ایم، تصمیم خود را گرفته‏ایم و نیروی خود را برای این راه گذاشته‏ایم؛ با همه وجود در این راه حرکت می‏کنیم و ادامه خواهیم داد. نواقصی در کار ما وجود دارد؛ همه این نواقص هم قابل حلّ است. البته وقتی این نواقص را حل کنیم، این‏طور نیست که به غایت مطلوب رسیده‏ایم؛ نه، راه کمال تمام‏نشدنی است. در این جاده‏ای که ما حرکت می‏کنیم، هر کیلومتر به کیلومترِ آن توقّف ممنوع است؛ نباید توقف کرد؛ همچنان باید جلو رفت. بسیاری از مشکلات کنونی که ملت و کشور ما با آنها دست به گریبان است، قابل حلّ است. مقداری از آنها برعهده من و امثال من و برعهده دولتمردان است؛ یک مقدار از آن هم برعهده مردم است.

سر کاری

داره بارون میاد مثل چی! امروز تقریبا همش بارونی بود. البته متاسفانه سر ظهر میشه گفت بند اومد برای حدود یک ساعت. ترجیح می‌دادم بارون بیاد و این آخرین با هم رفتنمون -تا اطلاع ثانوی البته- زیر بارون باشه. به سرما خوردنش هم می‌ارزید حتی. ولی خب نشد دیگه!

الان ضمن اینکه داره بارون میاد، من دوباره سردم هم هست. حالا که دیگه بهار شده و داریم می‌رسیم به تابستون و قراره گرم بشه، ولی این روند جدی جدی داره منو به این فکر میندازه که بساط بخاری رو اینجا راه بندازم! البته گاز هم نداره. شاید با یه منقل هم بشه کارو راه انداخت به شرطی که به راه‌های خلاف کشیده نشم.

و الان که دارم از سرما می‌لرزم، هم‌زمان دارم یه آنتی ویروس نصب می‌کنم رو سیستمی که مهدی آورده. کانفیگ داره در حد بین‌المللی:

CPU: Inter Pentium lll 797 MHz

RAM: 256 MB

VGA: NVIDIA RIVA TNT2 32 MB

تازه اولش که کلا بالا نمیومد و داشتم ترغیبش می‌کردم بندازش دور :دی


و اینکه اندکی پیش دوتا سی‌دی رایت کردم و یه سی‌دی هدر دادم. و در مجموع اندکی کارم داره راه میوفته، و داریم می‌رسیم به همون اطلاع ثانوی بالا. ایشالا هرچه زودتر :)

هیچ

الا یا ای، یُهَس ساقی، ادر کأ ساً، ونا وِل ها

که عشقا سان، نمودَو وَل، ولی اف تاد، مش کل ها

اینجانوشت

الان اینجا نشسته‌ام - اینجا که عرض می‌کنم یعنی دقیقا همینجا! - و بسیار بسیار سردم می‌باشد. ضمنا منتظر می‌باشم که نیما بیاید یک سری کارهایی روی لپ‌تاپش انجام بدهم. و دیگر اینکه من هنوز بلد نیستم پول بگیرم علی‌الخصوص برای کارهای مسخره‌ای چون رفع مشکلات ویندوز و ویروس‌زدایی و نصب ویندوز و کلا این حرکات سخیف! کلا از اولی که تا حالا اینجا نشسته‌ام حدود 1000 ریال معادل 1000 تومان کاسب شده‌ام به دلیل رایت یک عدد سی‌دی و اسکن چند صفحه و یک سری اصلاحات روی فایل پروژه‌ی یک بنده‌خدایی. البته دو بنده‌خدا بودند!

و اینکه همچنان سرد است و من دلم نمی‌خواهد این گرمکن مسخره‌ای که پارسال دانشگاه به ما داده بود را تنم کنم و نتیجتا در حال لرزیدن می‌باشم.


قانون1: یکی از کارهایی که ممنوع می‌دانیم این می‌باشد که کسی وارد زندگی خصوصیمان بشود و مثلا حرف‌های شخصی ما با شخص دیگری را مطالعه کند و حالش را ببرد!

تبصره: شخص مذکور می‌تواند از خودمان سوال کند در مورد حتی شخصی‌ترین مسائل زندگی‌مان. اگر تشخیص بدهیم خودمان مطلعشان می‌کنیم و اگر نخواستیم خب یعنی اینکه دلمان نمی‌خواهد بداند دیگر!

قانون2: یک کار دیگری هم ممنوعش می‌دانیم آن هم اینکه کسی برود در مورد مسائل شخصی ما از شخص ثالثی سوال کند تا اطلاعات کسب کند!

تبصره: همان تبصره‌ی بالا برای این قانون هم صادق است.



پایان اینجانوشت.