-
هی روزگار!
یکشنبه 16 مردادماه سال 1390 13:04
بله دیگه، آقای ناقصالعقل هم داره میره خونهی بخت! آقا دو ترم دانشگاه تعداد واحدایی که پاس کرده به تعداد انگشتای دو دست نیست، شاید یه دست هم نباشه، بیکار و بیعار و علاف میچرخه تو خیابون. هـــــــــــــــــــــــــــــی! کیه که قدر مارو بدونه! خواهرنوشت: خاک بر سرت میلاد. علی زن گرفت تو هنوز اینجا نشستی ور دل ما!
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 15 مردادماه سال 1390 09:28
پسرخاله که گند عظمی زد در کنکور امسالش! دخترعمو را اما هنوز اطلاع نداریم!
-
مرتد
پنجشنبه 13 مردادماه سال 1390 19:26
نقلقول: پیوند عشق حقیقی حتی به مرگ گسیخته نمی شود چه رسد به دوری. حاجینوشت: این حاجخانم داره دین شمارو ازتون میدزده دیگه! + حاجخانم مذکور همچنان مادر مکرمه میباشند، تخیلات و توهمات واهی سراغتان نیاید! - حاجخانم مذکور البته بیتقصیر میباشند، همان تخیلات و توهمات واهی مقصرترند :دی بله دیگه، وقتی درجه دینداری ما...
-
مخصوصنبشت
چهارشنبه 12 مردادماه سال 1390 20:00
در کل خیلی خوبهها، فقط یکمی اونجاهاش که باید خاکی باشه بیشتر به سفید میزنه! امیدوارم نگی برو یکی دیگه بخر :دی - اینجوری فک کنم به این سفیده بیشتر میاد. بیشخصیتیشم کمتره!
-
عادل
چهارشنبه 12 مردادماه سال 1390 12:10
قال عادل فردوسیپور: « هواداران پرسپولیس به سرعت بارباپاپا تغییر موضع دادند و حالا استیلی را تشویق می کنند.»
-
. . .
شنبه 8 مردادماه سال 1390 09:30
- حال حوصلهی پست تخصصی فوتبالی دیگه نیست! میخواستم یه بررسی از نقل و انتقالات لیگ برتر بنویسم ولی حسش نیومد. - داریم میرسیم به ماه رمضون. باید روزه بگیریم .... باید .... هیچی این باید دومی بماند! - روی دماغم زخم شده. میفرمایند که هرکه را سر بزرگ، درد بزرگ! البته خوشبختانه زخم دماغ بزرگ من، بزرگ نیست!
-
کتک عاشقانه!
سهشنبه 4 مردادماه سال 1390 17:41
کوچهی ما کلا مکان خوبیست! قرار میگذارند عشاق گرامی و لاوها میترکانند، ترکاندنی! در این مورد البته ما کوزهگرها که به شدت مجبوریم از کوزه شکسته آب بخوریم! (من اهل آب خوردن نیستمها! کلا عرض کردم!) به خدمت شما که عرض شود، پسری که دختری را کتک میزد امروز! ظاهرا خواهر گرامی ما قصد پایان دادن به رابطه را داشت که برادر...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 4 مردادماه سال 1390 17:31
باشه اصلا تو یوسف من زلیخا! خوبه الان؟ منم که شهرهی شهرم به عشق ورزیدن!
-
خداوند خاکبرسران را دوست دارد
سهشنبه 4 مردادماه سال 1390 09:05
صبح اومدم مغازه دیدم در بازه! باز که میگم یعنی باز! نه اینکه بسته باشه و فقط قفل نباشه، باز بود! اندکی فک کردم دیدم بعله دیشب با عجله داشتم تعطیل میکردم میرفتم احتمالا در حالی که هنوز در بسته نشده بود کلید رو چرخونده بودم تو قفل و رفته بودم! پروردگار لطف نمود بسیار!
-
سفرنامه تهران بزرگ
دوشنبه 27 تیرماه سال 1390 11:39
پیشدرآمد: گوشی نسبتا نازنینم تا حدود زیادی منهدم شد! 4دکمهی پرکاربردش از کار افتادند؛ دلیلش احتمالا کوبیدن گوشی بود بعد از خواندن یک جملهی حساسیتبرانگیز. مجبور شدم با گوشی آخرین سیستم حاجخانم که خراب شده بود اما ظاهرا مرور زمان شفایش داده سفر کنم. سرآغاز: چهارشنبه حدود ساعت 23:30 حرکت انقلابی خویشتن را به سمت...
-
امشب شب آخرهها!
یکشنبه 26 تیرماه سال 1390 11:01
هی میخوام سفرنامه بنویسم بعد میگم ول کن بذار برسی خونه از لپتاپ خودت برا این کارا استفاده کنی بهتره! آهای مخاطبین تهرانی! ندیدمتونا! امشب میرم شهر خودمون بعدا نگین چرا به ما سر نزدی!
-
پایتخت
پنجشنبه 23 تیرماه سال 1390 22:41
اومدم تهران! الان تو خوابگاه مجتبی و دوستانم! مثل همیشه معلوم هم نیست که تا کی بمونم. حداقل فردا بعدازظهر رو هستم تا به قرار ملاقات با دوستان وینساری برسم. دیشب تو اتوبوس صندلی کناریم خالی بود .... نمیدونم تو هم امشب تو اتوبوس همین شرایط رو داری یا نه!
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 21 تیرماه سال 1390 11:46
خب اگه لازمه که اینطوری باشم و تو اینطوری میخوای .... باشه! سعی خودمو میکنم
-
مزاحمت
دوشنبه 20 تیرماه سال 1390 19:19
رفتم صفحهی ویکیپدیای مربوط به محسن خلیلی رو ادیت کردم ترانسفرش کردم به رئال مادرید. کی به کیه؟ http://en.wikipedia.org/wiki/Mohsen_Khalili هنوز که فیکسش نکردن. تازه درخواست دادن نستارو هم بفرستم شیرینفراز. الان انجامش میدم! بعدنوشت: زینالدین زیدان و الساندرو نستا هم با تیم شیرینفراز کرمانشاه قرارداد رسمی امضا...
-
درد
شنبه 18 تیرماه سال 1390 00:00
درد کذایی پس از گذشتن از کتف چپ و بازوری دست راست، حالا به زانوی پای چپ رسیده و اجازه ی خوابیدن نمی دهد! + هرچند درد بزرگتر جای دیگر است ... بابابزرگ را دیدم، در خواب! در حال راه رفتن بود در حوالی شهرداری. صدایش زدیم، چند بار. پاسخم نداد. نزدیک رفتم، محلم نداد! صورتش را لمس نمودم، توجه نکرد -سرد بود. دستش را گرفتم،...
-
Breaking News
پنجشنبه 16 تیرماه سال 1390 13:05
مدار الکتریکی را خدا پاس کرد! با این اوصاف معدل 14.325 خواهد بود. یک عدد روانپزشک نیاز داریم که بر دیوانگی یا اقلا همان اختلال دوقطبی حاد ما گواهی بدهد تا از سربازی معاف شویم و یکی از شروط باطل شود. نبود؟
-
دردنامه
پنجشنبه 16 تیرماه سال 1390 02:11
نمیدونم چه گیری داده این جناب خدا به بندهی ضعیف ذلیل مسکین! یک مدتیه که تا میایم یه ذره آرامش پیدا کنیم بساط امتحان و کوئیز رو راه میاندازه و میگه خودتو جمع و جور کن میخوام امتحان بگیرم. اونم یهویی، بدون هیچ آمادگی قبلی، مثلا اینکه بیاد اقلا یه ربع قبل اعلام کنه فلانی میخوام امتحان بگیرما! نه! همینطوری یهبارکی...
-
هنوز هستم
چهارشنبه 15 تیرماه سال 1390 13:17
هنوزم همهی کارهامو با خواست تو تنظیم میکنم. هنوزم زیارت عاشورایی که با هم قرارش رو گذاشتیم رو میخونم. هنوزم علی که زنگ میزنه میگه بیا بریم فوتبال یه جوری میپیچونمش. هنوزم دنبال فرصتم تا برم همون باشگاه بدنسازی. هنوز میخوام واسه وقتی دوباره همدیگه رو میبینیم همون تیپی رو بزنم که تو خواسته بودی. دیگه منتظر نیستم...
-
تو نیستی که ببینی ...
چهارشنبه 15 تیرماه سال 1390 09:31
اینجا نبودی ببینی لرزش شانههایم را. شانههایی که قرار بود -و از نظر تو دیگر نیست- محل آرام گرفتن سر تو باشد! نبودی صورت خیسم را ببینی که به محض ورود مادر با آستین خشک شد تا مبادا بفهمد گریهی گلپسر مغرورش را. نبودی صدای گرفتهام را بشنوی تا شاید مثل مادر به حساب سرماخوردگی بگذاریاش. قرآن در بغل گرفتنم را ندیدی وقتی...
-
گزارش تحصیلی
دوشنبه 13 تیرماه سال 1390 10:00
خب بالاخره همه نمرات ما اعلام شد. البته چندتا از این نمرهها هنوز نهایی نشدن و ممکنه تغییراتی هم بکنن. باید ببینیم چی پیش میاد. تربیتبدنی2: 20 این نمره به وضوح نشان میدهد که نسبت به ترم قبل تربیتم بیشتر شده. تربیتبدنی1 اگر اشتباه نکنم (که مسلما نمیکنم) 19 شده بودم. حالا چه به من گذشته که طی این یک ترم باتربیت...
-
اینجا :دی
یکشنبه 12 تیرماه سال 1390 12:09
هه هه من برگشتم به سرعت نور! به نظرتون چی شد که برگشتم؟ 1. باغچه گل نداشت از گلفروشی گل خریدم 2. اقتصاد کشورو کن فیکون کردم 3. جریان انحرافی رو از مسیرش منحرف کردم 4. سر فتنه رو قطع کردم 5. حملهی امریکارو پیشبینی کردم امریکا ترسید از حمله صرف نظر کرد 6. اون دوتا نمرهی مذکور اعلام شدن اومدم که مطلب تحصیلیمو بذارم...
-
کجا
یکشنبه 12 تیرماه سال 1390 11:50
یکی نیست بگه این نویسندهی نسبتا محترم کجا رفته که پیداش نیست! به نظرتون کجا رفته؟ 1. رفته گل بچینه 2. رفته جهاد اقتصادی کنه 3. رفته با جریان انحرافی مبارزه کنه 4. رفته با سران فتنه مذاکره کنه 5. رفته با اون یکی کاندیدای شکستخوردهی انتخابات حملهی امریکا رو پیشبینی کنه 6. منتظره نمرهی دوتا درس باقیموندهش بیاد تا...
-
مجلسیون
سهشنبه 7 تیرماه سال 1390 13:42
نشستن سر جاشون هرکی میاد مخالف نظرشون حرف بزنه دو دو میکنن که صداش نیاد! نه به اون موقع که مثل بز اخفش هرکی هرچی میگفت قبول میکردن نه به الان که تو نماد دمکراسی نظام دارن دمکراسی و آزادی بیان رو نقض میکنن!
-
نخارمه!*
سهشنبه 7 تیرماه سال 1390 10:01
بندگان خدا اعتصاب غذا کردن هیشکی محلشون نداد! آخرش بیچارهها مثل اینکه گشنگی بهشون فشار آورد اعتصابشون تموم شد. آخــــــــــــــــــــــــــی! دلم سوخت! یاد بدبختیای خودمون افتادم. بچه بودیم قهر میکردیم اعتصاب غذا میکردیم اولش میگفتن: «بیا خودتو لوس نکن، آدم که با شکمش قهر نمیکنه که!». ولی یه مدت که ادامه پیدا...
-
ریور
دوشنبه 6 تیرماه سال 1390 11:45
با خبر شدیم که ریورپلاته به دستهی پایینتر فوتبال آرژانتین سقوط کرده. بسیار بسیار متاثر شدیم از این خبر. انشاالله قسمت تیمهای پرطرفدار خودمان هم بشود این توفیق
-
هُشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ !
دوشنبه 6 تیرماه سال 1390 10:07
این آقای محترم ظاهرا قسم خورده که تا بنده و امثال بنده را به اعتراف به غلط کردن ننداخته از پای ننشیند! آقای دکتر گرامی! حالا ما بنا به یه دلایلی رای دادیم بهت. هنوز هم البته در همان شرایط اگر قرار بگیریم احتمالا همان رای را میدهیم؛ به اشکالاتتان هم واقف بودیم، اما دیگر قرار نبود گندش را درآوردید که! ماندهایم در...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 4 تیرماه سال 1390 19:04
تیتر خبر این است: اعترافات نمایشی آیات قرمزی و عذرخواهی از خلیفه در متن خبر آمده: اعترافات آیات را باید در کنار اخباری مانند زنان آزاد شده از بند رژیم دید که فاش کردند که ارتش سعودی با ابزارهای مخصوصی آنان را شکنجه و مورد آزار جنسی قرار می دادند. برخی از زنان نیز فاش کردند که افراد ارتش سعودی زنان شریف بحرینی را وادار...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 31 خردادماه سال 1390 19:39
شاعر گرانقدر میفرماید: میخوام برسونمت، سونمت، سونمت .... لاو بترکونمت! پ.ن: شوخی نمودیم! ما همان برادر ارزشی سابق میباشیم :دی پ.ن2: تنها گناهِ من تویی!
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 31 خردادماه سال 1390 11:43
مبارزهى با فساد به صلاح احتیاج دارد؛ اول خودمان باید صالح باشیم؛ اهل فساد نباشیم تا بتوانیم با فساد حقیقتاً مبارزه کنیم. اگر در ما نقطهى ضعفى از باب فسادپذیرى وجود داشته باشد، آن وقت دیگر خاطرجمع نخواهیم بود از اینکه در میدان قدم بگذاریم. لذا مواظب خودمان باشیم.
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 29 خردادماه سال 1390 09:10
من اصلا کاری به چرت بودن یا نبودن فیلم پایاننامه ندارم، چون ندیدمش. با توجه به کارگردانشم انتظار ندارم اصلا فیلم خوبی باشه. ولی برخورد بعضیا برام جالبه که وقتی میبینن یه فیلمی مخالف عقایدشون ساخته میشه، بدو بدو میرن تو فیسبوک واسش صفحه درست میکنن که تحریم و از این حرفا: " پایان نامه را تحریم میکنیم. اگر یه...