-
تبارنامه
شنبه 20 فروردینماه سال 1390 21:33
1. به خدمت شما که عرض شود، صدای ما تا حدود فراوانی شباهت دارد به صدای مجتبایمان. خالههایمان که میزنگند و ما پاسخشان میدهیم، شروع میکنند که: «اِاااااااا مجتبی! کِی اومدی؟ چرا سر نمیزنی به ما میمعرفت؟»*. حالا ما هرچه عرض بکنیم که مجتبی نیستیم و میلاد میباشیم، مارا به دروغ و تزویر و عوامفریبی و همهی اینها متهم...
-
مرد دهنسرویس
چهارشنبه 17 فروردینماه سال 1390 13:34
پروژهی سرویسشدن دهانمان از امروز رسما استارت خورد. هماکنون یک عدد گاز در دهانمان میباشد که تا دقایقی دیگر خارجش خواهیم نمود. برنامهی امروز جراحی ریشههای بهجامانده از یک دندان ناخلفی بود که به تدریج منهدم شده بود و فقط ریشه باقی گذاشته بود. تا برنامهی بعدی .... خداحافظ! دست و هورا هم فراموش نشود...
-
مخصوص نوشت
دوشنبه 15 فروردینماه سال 1390 11:45
کلی خصوصیت و ویژگی گفتی که باید چنین باشه و چنان باشه، آخرش نگفتی "باید تو باشه"! فک کنم تو هم باید یه دوره کلاس بری که کامل یاد بگیری :)
-
اعتراف
یکشنبه 14 فروردینماه سال 1390 23:48
من هی یادم میره اعتراف کنم که فک میکردم حسین قدیانی که وبلاگ مینویسه همون رئیس سازمان بسیج دانشجوییه. الان میدونم که نیست!
-
فالنامه
جمعه 12 فروردینماه سال 1390 22:04
مقام امن و می بیغش و رفیق شفیق گرت مدام میسر شود زهی توفیق جهان و کار جهان جمله هیچ بر هیچ است هزار بار من این نکته کردهام تحقیق دریغ و درد که تا این زمان ندانستم که کیمیای سعادت رفیق بود رفیق به مامنی رو و فرصت شمر غنیمت وقت که در کمینگه عمرند قاطعان طریق بیا که توبه ز لعل نگار و خنده جام حکایتیست که عقلش نمیکند...
-
دکتر فراری
چهارشنبه 10 فروردینماه سال 1390 15:39
بعد از ده سال رفتیم دندانپزشکی، دکتره فرمود برو عکس بگیر بیا، رفتیم عکس گرفتیم سریع برگشتیم ولی دیدیم دکتره متواری شده بود :دی جامعهی پزشکیه داریم؟! والا! اعتبار دفترچه بیمهی بنده هم دیروز به پایان رسیده است! زندگیه داریم؟
-
حکایت تعطیلی مخ ما
سهشنبه 9 فروردینماه سال 1390 00:47
نهم فروردین ذاتا جزء ایام تعطیل به حساب میاد. علیالخصوص برا ما جماعتِ محصل. نهم فروردین سال تولد ما -هزار و سیصد و هفتاد- جمعه بود. جمعه بودن هم اضافه میشه به تعطیلی قبلی. ساعت تولد ما حدود ده شب بود. تو این ساعت دیگه همون چند جایی هم که تعطیل نبودن احتمالا تعطیل کردن کارشونو! خب اونوقت انتظار دارین یه آدمی که این...
-
دو سال بعد ...
یکشنبه 7 فروردینماه سال 1390 21:45
دو سال بعد احتمالا یک مقدار فراوانی از موهای حاضرم را در اختیار نخواهم داشت! یک چیزی خواهم شد در حدود آقای گوران پاندف*. . دو سال بعد به احتمال فراوان تا حدود بسیار زیادی منزوی خواهم بود. به این دلیل که درصد بالایی از ارتباطاتم فوتبالی میباشند که این ورزش مزخرف را ترک نمودهام. . دو سال بعد در اکثر اوقات در حال فکر...
-
اطاعتنوشت
پنجشنبه 4 فروردینماه سال 1390 14:04
طبق فرمایش حضرت آقا هی جهاد اقتصادی میکنیم! به جای دید و بازدید و این جلفبازیها همش در حال آمادهسازی محمولههای قارچ و ارسال به نقاط مختلف میباشیم! از تمام مهمانان گرامی هم کار میکشیم، باشد که کارگر شوند :دی
-
به سوی خوشبختی ... !
سهشنبه 2 فروردینماه سال 1390 00:26
سال بلوا را پشت سر گذاشتیم به نوعی، از اینجا به بعد باید برسیم به ساحل امن و آرامش و ... محسننوشت: دیگه دست من نیست بستگی داره به تو بستگی داره که تو تا کجا دوسم داری بستگی داره که تو تا چه روزی بتونی عاشق من بمونی منو تنها نذاری
-
آقانوشت!
دوشنبه 1 فروردینماه سال 1390 02:59
رهبر معظم انقلاب سال 90 را سال 'جهاد اقتصادی' نامیدند تهران - حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی، در پیامی به مناسبت آغاز سال 1390 هجری شمسی، آن را سال 'جهاد اقتصادی' نامگذاری کردند. به گزارش بامداد دوشنبه ایرنا، حضرت آیتالله خامنه ای رهبر فرزانه انقلاب، در پیام نوروزی خویش ضمن تبریک فرا رسیدن بهار و سال...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 29 اسفندماه سال 1389 20:40
سال رو به اتمام میباشد و ما همچنان در کنار لپتاپ عزیزمان حضور فعال در اینترنت را ترک نکردهایم! سال نو مبارک!
-
کمی آهستهتر ...
یکشنبه 29 اسفندماه سال 1389 13:09
نمیدونم این رفتارهای جدیدت رو داری با برنامهریزی قبلی و حسابشده انجام میدی یا دست خودت نیست، اما هرکدوم که باشه، میخوام بدونی که با این روند، روزبهروز، دیـــــــــــــــــوانهترم میکنی! * [کی گفته من اینجا یه چیزی نوشته بودم؟!!]
-
دیوانهتر
جمعه 27 اسفندماه سال 1389 13:28
نمیدونم یادته یا نه، ولی من خوب یادمه که بهت میگفتم فک نکنم کسی اونقدر دیوونه باشه که بتونه منو .... ولش کن بیخیال! ولی فک کنم هنوز حدود دیوونگی آدما دستم نیومده بود!
-
خدمت کامپیوتری
پنجشنبه 26 اسفندماه سال 1389 10:48
قصد دارم که ترک بطالت کنم و به دکانی بنشینم و خدمت خلق کنم با کامپیوتر! باشد که رستگار شوم :دی
-
حسادت
چهارشنبه 25 اسفندماه سال 1389 16:52
دلم میخواد همهی وبلاگستان فیلتر بشه، غیر ملک شخصی بنده! آخه هروقت میرم وبلاگ یکی دیگه رو میخونم، حسودیم میشه از نوشتنش؛ باعث میشه روم کم بشه و ننویسم! جهت کسب اطلاعت بیشتر به وبلاگ آقای میم و خیسی گیسوان و فراموشخانه مراجعه فرمایید! یک عدد کلید جدید این روزها دستمان است، یک میز دیروز خریدیم و به دنبال تعدادی صندلی...
-
چندگانه
یکشنبه 22 اسفندماه سال 1389 11:11
- یک عدد نشریه را برای دوستان علوم سیاسی طراحی و صفحهآرایی کردیم، در صبح امیدِ دوستان هم همکار شدیم! - هنوز یه ماه از شروع ترم نگذشته کلاسارو تعطیل میکنن! دانشگاهه داریم؟! شایدم دانشجوئه داریم؟ - به دلیل تداوم و البته تشدید مصدومیت، و البته تهدید دوستان (!) در یک حرکت عاقلانه فوتبال را تعطیل کردیم تا جایی که مقاومت...
-
روز برمیآید ...
شنبه 21 اسفندماه سال 1389 11:11
خب .... اینجانب شناسنامهی خویش را نیز تحویل گرفتم! حالا هم شناسنامه دارم و هم کارت ملی. مدارکش هم موجود است: به خدمت شما که عرض شود، این صفحهی سورهی واقعه که سمت راست تصویر ملاحظه میفرمایید، همینطوری برای کلاس نیست! این یک صفحه هم با شناسنامه و کارت ملی گم شده بود که عزیزی که پیدایشان نموده بود امانت را رعایت کرده...
-
Breaking News
جمعه 20 اسفندماه سال 1389 21:40
هموطن گرامی محل نگهداری مدرک و شماره رهگیری شما در بالا* ذکر شده است ، شما می توانید برای دریافت مدرک خود به یکی از روشهای زیر اقدام کنید: شخصا به اداره ذکر شده مراجعه کرده ، و مدرک خود را دریافت کنید. در صورتی که به هر دلیل نمی توانید به اداره فوق الذکر مراجعه نمایید ، به نزدیکترین اداره ثبت احوال محل سکونت خود...
-
فعلا
جمعه 20 اسفندماه سال 1389 11:55
مطلب دارم برای نوشتن، حوصلهی نوشتن اما ندارم کتاب دارم برای خوندن، حس خوندنش اما نیست کار برای انجام دادن که فراوونه! ولی اونم وضعش معلومه دیگه ... هنوز یک شب دیگه مونده تا روز شدن ...
-
دو روز دیگر ...
پنجشنبه 19 اسفندماه سال 1389 08:30
از اونجایی که نقش خورشید رو داری تو زندگیم، شب و روز رو با بودن و نبودن تو تعریف میکنم. پس وقتی وسط ظهر ازم شب بخیر میشنوی تعجب نکن! وقتی تو نیستی نه هست های ما چونان که بایدند نه باید ها مثل همیشه آخر حرفم و حرف آخرم را با بغض میخوانم ....
-
هنوز هستم
دوشنبه 16 اسفندماه سال 1389 08:44
کمی تا قسمتی زیاد سرمان شلوغ شده جهت کارهای پیشبینی شده و پیشبینی نشده! فرصت بکنیم به اینجا هم مجددا میرسیم ...
-
دعای خالصانه
پنجشنبه 12 اسفندماه سال 1389 19:20
بارپروردگارا! از موهای صورت ما بکاه و به موهای سرمان افزای! باشد به رستگار شویم
-
بازگشتِ اژدها یا به عبارتی: امید جانم ز سفر بازآمد!
پنجشنبه 12 اسفندماه سال 1389 17:38
از در درآمدی و من از خود به در شدم گویی کز این جهان به جهانِ دگر شدم
-
پلمپ شد!
پنجشنبه 28 بهمنماه سال 1389 10:15
-
اعتصاب
شنبه 23 بهمنماه سال 1389 15:26
اصلا حالا که اینطوره تا وقتی آشکار نیاد من دست به اعتصابِ قلم میزنم و چیزی نمینویسم
-
غروبِ عصرِ ما
پنجشنبه 21 بهمنماه سال 1389 20:24
دورهی ما دیگه داره به سر میرسه. باید برگردیم به همون لاکِ خودمون!
-
مخصوصنوشت
دوشنبه 18 بهمنماه سال 1389 10:22
دقیقا همون لحظهای که گفتی: "گناه داره میلاد! ..." محبوبیتت هزار برابر شد!
-
زندگیه داریم؟
یکشنبه 17 بهمنماه سال 1389 18:31
امور فرهنگی۱: برای واریز وام/کار دانشجویی باید حساب بانک تجارت وارد کنی. این حساب صادرات که وارد کردی قبول نیست. امور فرهنگی۲: حسابی که وارد میکنی باید به اسم خودت باشه. صاحب حساب کس دیگهای باشه قبول نیست. بانک تجارت: برای افتتاح حساب باید اصل و کپی شناسنامه و کارت ملی داشته باشی. این یه دونه کپی کارت ملی که داری...
-
مملکته داریم؟
شنبه 16 بهمنماه سال 1389 20:15
یه ماه خودشونو علاف میکنن که میخوایم بازیکن تیم ملی عراق رو به عنوان سهمیه بازیکن زیر ۲۳ سال بخریم، طرف میاد اینجا با تیم تمرین هم میکنه؛ بعدش یهو میفهمن که طرف 24 سالش بوده! مملکته داریم؟