-
خرمگس۲
جمعه 17 دیماه سال 1389 19:01
ببخشید اگه موضوع تکراریه! اما به دلایلی یه نقد مجدد و کاملتر روی خرمگس نوشتم که گفتم اینجا هم باشه بد نیست. حوصله اگه ندارین نرین تو ادامه مطلب! طولانیه آخه خرمگس را باید در زمرهی انقلابیترین و تاثیرگذارترین رمانهای جهان جای داد. بدون شک والاترین مضمونِ رمانِ خرمگس، موضوعِ آزادی و مبارزاتِ انقلابی و تفکراتِ...
-
۳روز
چهارشنبه 15 دیماه سال 1389 21:55
- اذانِ ظهر [ساعت چنده]؟ - تا ۲۰-۲۵ دقیقه دیگه؛ خاله سوسکه. اوکی؟ - سلام. ببخشید. اسمِ یه چندتا کتابِ تخصصیِ کامپیوتر میخواستم! - سلام. خوبین؟ میخونین یا نه؟ - خیلی نامردی. حالی از ما نمیپرسیا. داداشِ فلانفلان شده. - سلام. ببخشید. صفحه ۸۲ اسمبلی زیرِ اون شکله اون عدده رو از کجا آورده؟ - مسابقه بزرگ تختِ گاز ... (!)...
-
محض خالی نبودنِ عریضه
دوشنبه 13 دیماه سال 1389 17:00
میخواستم محض خالی نبودنِ عریضه یه چیزی بنویسم، ولی نمیدونم چرا نوشتنم نمیاد اصلا! فقط، دیروز بارون بارید. و چقدر مضحک شده این وضع که وقتی یه روز بارون میاد، اون روز عجیبه! در حالی که داریم میرسیم به اواسطِ ماهِ اولِ زمستان. لج کردن انگار همه با من؛ حالا هر روزمون بارونی نشد، دیگه همون شرایطِ قبلی رو چرا میگیرین از...
-
جمله قصار
جمعه 10 دیماه سال 1389 19:03
کلاً وقتی دهانِ مبارک را گِل میگیری بسیار دوستداشتنیتر و مفیدتر و خواستنیتر میشوی! ترجمه: لطف کن هرچه سریعتر خفه شو تا خودم اقدامِ عملی نکردم
-
...
پنجشنبه 9 دیماه سال 1389 10:51
حال و حوصله ندارم فعلا شب بخیر ... همین!
-
دردِ استخوانسوز
یکشنبه 5 دیماه سال 1389 20:39
به خدمت شما که عرض شود، از ظهر تا حالا در حالتی به سر میبرم که انگار استخوانِ ساقِ پای بنده را با مته سوراخ نمودهاند و در حالِ تخلیهی مغزش میباشند! درد میکشم در حدِ المپیک. از همان دردهای عصبیِ مزخرفی میباشد که سر و ته ندارد. یک لحظه در ساق به سر میبرد، لحظاتی بعد به زانو منتقل میشود و شاید سری هم به مچ و...
-
بدون شرح
پنجشنبه 2 دیماه سال 1389 11:27
بسمه تعالی ..... نظر به اینکه ملت بزرگوار ایران در مرحله اجرای یک تصمیم بزرگ اقتصادی و برداشتن گامهای بلند به سوی تعالی و پیشرفت قرار دارد، ورود به این موضوع و پاسخگویی به اظهارات غیرحقوقی منتشر شده را به مصلحت ندانستم و با اجتناب از اقدامی که ممکن است تکدر خاطر رهبر فرزانه انقلاب و دغدغه مردم شریف ایران را در پی...
-
کم میآوریم!
پنجشنبه 2 دیماه سال 1389 10:30
یه مشکلی پیدا کردم با یاهومسنجر که واقعا کم آوردم جلوش. همهچیزش انگار درستهها؛ ولی هیچ پیامی رو نشون نمیده! حتی وقتی خودم یه چیزی واسه یکی مینویسم بعدِ فرستادنش دیگه تو اون کادر بالا هیچی نشون نیست انگار. اون نمایشگرِ متنش انگار ترکیده! هرچی هم گشتم راهحلی پیدا نکردم. قدیما هم یادمه اینطوری شده بود. فک کنم اون دفه...
-
وقیحانه
چهارشنبه 1 دیماه سال 1389 16:50
در نهایت وقاحت اعتراف میکنم: از چهارم شدنِ تیمِ دانشگاه گلستان بینِ چهار تیمِ شرکتکننده در مسابقاتِ شرقِ ناحیه ۸ کشور بسیار بسیار خوشحال شدم!
-
بشتابید به سوی نماز
دوشنبه 29 آذرماه سال 1389 13:15
رفته بودم کلیدِ سالن PC رو تحویل بدم که ناگهان درِ اتاقِ رئیس -همون که شبیهِ درِ گاوصندوقه!- باز شد و آقای دکتر -با آستینهای بالا زده- شتابان بیرون دوید (در همون حال دویدن سلام و احوالپرسی هم نمودند)! وقتِ ظهر بود و اندکی گذشته از اذان. دکترِ عزیزِ ما به معنای واقعا «حی علیالصلاة» رو اجرا کردن تو این صحنه! من با...
-
عاشورا
پنجشنبه 25 آذرماه سال 1389 12:45
۱. امروز عاشوراست. امسال در خدمتِ دوستانِ هیاتی نبودم؛ فقط دیشب همراهشان بودم؛ بدونِ زنجیر و سینهزنی. حسش نبود. تمایلِ چندانی نداشتم برای شرکت در مراسمِ نمادین و نمایشیِ عزاداری. نه اینکه موافقش نباشم؛ موافقم اما خودم علاقه به حضور فعال نداشتم. به نظرم گوش دادن به یک سخنرانیِ تحلیلیِ قوی خیلی موثرتر و مفیدتر است تا...
-
قول بده ...
چهارشنبه 24 آذرماه سال 1389 10:33
قول بده که خواهی آمد اما هرگز نیا اگر بیایی همه چیز خراب میشود دیگر نمیتوانم اینگونه با اشتیاق به دریا و جاده خیره شوم من خو کردهام به این انتظار به این پرسهزدنها در اسکله و ایستگاه اگر بیایی من چشم به راه چه کسی بمانم؟ رسول یونان
-
30یا30
سهشنبه 23 آذرماه سال 1389 21:29
بندهخدا رو فرستاده سنگال، بعد یهو از اینجا حکمِ برکناری صادر میکنه واسش! من موندم این آقای دکتر چه علاقهای داره که این کارای جالب توجه رو انجام بده! رسانهی ملیِ ما فقط وقت داره که بگه پلیسِ انگلیس با دانشجوهای معترض برخورد کرده، یا اینکه از روی فیلمها و عکسهای تهیه شده داره چهرههارو شناسایی میکنه که...
-
صدای آشنا
سهشنبه 23 آذرماه سال 1389 06:56
بالاخره بعد از بیش از یک ماه، یه صدای آشنا شنیده میشه. صدای بارون میاد از بیرون!حدود یه ساعت دیگه باید منو از زیر بارون جمع کنن احتمالا! بدبختی اینه که همین امروز قراره بارون بیاد و .... تموم شد رفت! میره تا یه هفته دیگه. انگار نه انگار که اواخر پاییزیم. هی من یادآوری میکنم و باز فایده نداره! خواب دیدم آرسنال ۴-۳...
-
سالِ پرباریست!
دوشنبه 22 آذرماه سال 1389 13:58
اسممان در لیست ۱۸نفره نبود؛ یعنی اینکه از تیمِ دانشگاه خط خوردیم در لحظاتِ آخر! شکستِ عشقی خوردهایم حالا! مبارکمان باشد که کلا امسال سال بسیار خوبی میباشد. از جواب کردنِ دکتر پایمان را؛ تا خشکسالی و بیبارانی و حالا همین فوتبالِ مسخره که ما فقط به عشقِ لباسِ دانشگاه وقت میگذاشتیم و سر تمرینش میرفتیم! مانده اینکه...
-
تفکر
یکشنبه 21 آذرماه سال 1389 21:10
دوست دارم فکر نکنم دوست دارم فکر نکنم دوست دارم فکر نکنم پانوشت: یک ساعت فکر کردن برتر از هفتاد سال عبادت است.
-
رواننوشت
شنبه 20 آذرماه سال 1389 19:01
کاش روانشناسی هم مثل ارتوپدی بود. یک عکسِ رادیولوژی میگرفتی و یک اِمآرآی و آخرش یکی از این اسکنهای باکلاس بعد میفهمیدی که مثلا ثُباتِ شخصیتت ترک برداشته! کاویدن دیگر چه صیغهایست؟ روانکاوی هم شد کار؟!
-
Peak
پنجشنبه 18 آذرماه سال 1389 20:54
همینطوری الکی سرخوشم امروز! نمودارِ احوالاتم یه حالتِ سینوسی به خودش گرفته که الآن داره قسمتای مربوط به اوجش رو میگذرونه. دقیقا هم هیچ سر و ته و دلیلِ قانعکنندهای برای افسردگی و سرزندگی وجود نداره. همینطوری یه روز بیدلیل نیشم بازه و یه روز چشام خیره به دیوارِ سفید. دیگه میخوام یه سر به روانپزشک بزنم. ولی قبلش...
-
دنیای این روزهای من
دوشنبه 15 آذرماه سال 1389 10:58
خانم سلیمانی که دیگه خسته شده از دستم، که هر روز میرم ازش کلیدِ سالن PC رو میگیرم و دوباره برمیگردونم. مطمئناً اگه نمیترسید از بچههای بالا، یه کلید مخصوصِ من درست میکرد که از شرِّ هر روز دیدنِ من خلاص بشه ... الان اگه اینو بخونه، میگه چرا تا آدم یه چیزی میگه بهت برمیخوره! و من جوابی ندارم که بدم. آقای تازیکه اما...
-
چشم شهلای من!
یکشنبه 14 آذرماه سال 1389 18:59
نمیدونم چی شده که این اواخر حشرهها به چشمِ بنده علاقهی وافر پیدا کردن! اصلا یه چیزی فراتر از علاقه؛ عشق، اونم تا مرحلهی فنا! همینطوری که دارم راه میرم یهو میبینم که یه حجمِ سریع و سیاه و ریز داره در یک حرکتِ سهمیوار به طرفم میاد؛ بعد یهو میره تو چشمم! نیست چشای من خیلی خوشگل و دلبر تشریف دارن، این بندگانِ خدا...
-
تشریفات
سهشنبه 9 آذرماه سال 1389 10:05
له شدنِ پرسپولیس در مقابلِ سپاهان را به همهی هوادارانِ این تیم تسلیت و به هوادارانِ آن تیم تبریک عرض میکنم. به مناسبتِ منهدم شدنِ رئال مادرید با مورینیو و رونالدوی منحوس توسطِ بارسای گواردیولا و مسیِ محبوب؛ برای هوادارانِ این تیم زبان درمیآورم و برای هوادارانِ آن تیم کف میزنم! تولدِ سعید (ملقب به بالِ سایبرِ...
-
شبگیر
دوشنبه 8 آذرماه سال 1389 22:27
دیگر این پنجره بگشای که من به ستوه آمدم از این شبِ تنگ دیرگاهیست که در خانهی همسایهی من خوانده خروس وین شبِ تلخِ عبوس می فشارد به دلم پایِ درنگ دیرگاهیست که من در دلِ این شامِ سیاه پشتِ این پنجره بیدار و خموش ماندهام چشم به راه همه چشم و همه گوش مستِ آن بانگِ دلاویز که میآید نرم محو آن اخترِ شبتاب که میسوزد...
-
همهجا پاییز است
شنبه 6 آذرماه سال 1389 18:50
دیرگاهیست که روشن نکند دخترِ ماه _ دشتِ تاریکِ مرا. همهجا خاموشیست وای تاریکی و تنهایی، دردانگیز است. چه شد آن شورِ بهار؟ چه شد آن گرمیِ عشق؟ همهجا پاییز است. کوه تا کوه به گردِ سرِ من اندوه است. دشت تا دشت به پیشِ نگهم نومیدیست. سینهام از غمِ بیعشقی و بیهمنفسی لبریزست. مهدی سهیلی
-
حرافیِ مُهلک
پنجشنبه 4 آذرماه سال 1389 22:11
اسمِ این دورانِ زندگیمو میتونم بذارم دورانِ حرافیِ مُهلک. تا یه سالِ پیش، و تا حدودی میشه گفت تا ۶-۷ماهِ پیش، اصلا حال نداشتم حرف بزنم! باید ۳-۴نفر از چپ و راست سیخم میکردن تا دو کلمه حرف ازم در بیاد. وقتی با رفقا جایی بودم، هر ۱۰دقیقه یهبار باید یکی ازم میپرسید: «تو چرا ساکتی؟»! در حدی بودم که وقتی با بچههای...
-
همچنان صاف
پنجشنبه 4 آذرماه سال 1389 11:05
اولا که عیدِ غدیر مبارکِ صاحبش. ثانیا گزارشِ ۱۰روزهی هواشناسی میگه که تو ۱۰روزِ آینده ۷روزِ کاملا آفتابی و فقط ۳روزِ (کمی تا قسمتی) ابری داریم! دیگه دارم شک میکنم به اینکه تو آذرماهِ یک شهرِ شمالی زندگی میکنم! ثالثا امروز سالروزِ تولدِ ژنرال پینوشه هم هست که ربطی به من نداره. این هم مبارکِ همهی دوستدارانِ این...
-
ما کجا ایستادهایم؟
سهشنبه 2 آذرماه سال 1389 13:00
واقعا کارِ ما به کجا رسیده که کیهان، به عنوانِ یک روزنامهی رسمیِ کشور، باید مطلبی در موردِ گزارشِ فلان سلطنتطلب از نحوهی گلپوچ بازیکردنِ مهدی کروبی در داخلِ زندانِ شاه بنویسد؟ کیهاننوشت به کجا رسیدهایم که ستونهای مختلفِ کیهان و وطنِ امروز، باید محلِ هجویاتِ جنابِ آقایِ حسین قدیانی -رئیسِ سازمان بسیج دانشجویی...
-
خیام
یکشنبه 30 آبانماه سال 1389 11:47
استاد حکیمی میفرماید: این شعرهایی که به حکیم عمرِ خیام نسبت میدهند اصلا مالِ این بنده خدا نیست! خیام در مجموع فقط 14 رباعی در کتبِ معتبر دارد. هیچ دفترِ شعری هم از ایشان به جا نمانده. این اشعارِ پوچگرایانه و نیهیلیستی را به این بیچاره چسباندهاند! خیام شاگردِ ابنسینا بوده و پیروِ فلسفهی او، فلسفهی الهیِ ابنسینا...
-
عشق است دکتر!
شنبه 29 آبانماه سال 1389 20:38
جهاننیوز: رئیس جمهور با تاکید بر اینکه سن ازدواج در کشور بالاتر از حد انتظار است، گفت: باید سن ازدواج را برای پسران به حدود 20 سال و سن ازدواج برای دختران به حدود ۱۶ الی ۱۷ برسانیم. غیاثالدین: در بومیسازیِ دانشگاه که هماهنگ با سیاستهای دولت بودیم و کار را از خودمان شروع کردیم. در این مورد باید ببینیم که به کجا...
-
...
جمعه 28 آبانماه سال 1389 08:20
وقتی تو ۸روز ۴بار نمازِ صبحِ آدم قضا بشه، معلومه که یه جایِ کارش میلنگه واقعا حفظ کردنِ آدرسِ وبلاگِ من اینقدر سخته که هر دفعه برای وارد شدن بهش مجبورین از جستجوی کلمهی «منکده» تو http://search.conduit.com لینکش رو پیدا کنین؟! شما که حفظیاتتون باید خوب باشه!
-
ای فصلِ بیبارانِ ما ...
پنجشنبه 27 آبانماه سال 1389 20:44
دیگه حسابِ روزهای پیاپیِ آفتابی از دستم در رفته. گمونم آخرین بار بیشتر از دو هفتهی پیش بود که یه بارونی اومد. احتمالا سهشنبه بود که تربیتبدنی و هم تمرینِ فوتبال داشتیم که هیچکدوم رو نرفته بودم. با این حساب میشه ۱۶روز پیش. طبق پیشبینیِ www.weather.com تا تهِ هفتهی بعد هم هوا کاملا صافه! یعنی دریغ از یه «کمی تا...