-
جدی جدی ... آفتاب میشود؟
جمعه 15 بهمنماه سال 1389 23:41
نگاه کن که غم درون دیدهام چگونه قطرهقطره آب میشود چگونه سایهی سیاه سرکشم اسیر دست آفتاب میشود نگاه کن تمام هستیم خراب میشود شرارهای مرا به کام میکشد مرا به اوج میبرد مرا به دام میکشد نگاه کن تمام آسمان من پر از شهاب میشود تو آمدی ز دورها و دورها ز سرزمین عطرها و نورها نشاندهای مرا کنون به زورقی ز عاجها، ز...
-
وَلف!
پنجشنبه 14 بهمنماه سال 1389 21:34
چقدر خوبه اونقدر هوا صاف و یکنواخت باشه که تا یه روز برفی شد هی بری بیرون مثل عقدهایها زیر برف قدم بزنی و منجمد بشی و برگردی خونه. زیر باران که قسمت نشد بریم، اما عوضش تا میشد زیر برف رفتیم! حیف که اثراتِ بارانِ قبلی اجازهی نشستنِ برف رو نداد. ظاهرا این برف به اندازهی بعضی از دوستان اونقدر زرنگ نبود که صبر کنه...
-
بیهویتی
سهشنبه 12 بهمنماه سال 1389 16:36
شناسنامه و کارت ملی ندارم! گمشون کردم امروز تو خیابون. چه خاکی حالا کنم تو سرم؟!
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 11 بهمنماه سال 1389 15:58
یعنی گل بگیریم درش را برویم دنبال زندگیمان؟
-
امروز
یکشنبه 10 بهمنماه سال 1389 22:58
امروز هم از آن روزهای مهم بود! چیز خاصی اما نمینویسیم فعلا! فقط مذاکرات مثبتی داشتیم. انتخاب واحد هم نمودیم با ۱۸واحد که یکی را یحتمل حذف خواهیم کرد بالاجبار.
-
نکته فنی
شنبه 9 بهمنماه سال 1389 00:19
ظاهرا این قالب ما با اینترنت اکسپلورر ۷ مشکلاتی داره و قسمت نظراتش اذیت میکنه دوستان رو. اگه ممکنه فعلا از موزیلای عزیز استفاده کنین تا ببینیم این مشکل حل میشه یا نه پ.ن: آشکااااااااااااااااااااار! کجایی مَرد؟!
-
نوشتنمان آمد!
جمعه 8 بهمنماه سال 1389 16:32
هرجایی که تظاهرات علیهِ جمهوری اسلامی و حزبالله و کلا «ما آدمهای خوب» انجام شود، نامش اغتشاش و فتنه و این چیزهاست هرجایی که تظاهرات علیهِ غرب و دولتهای وابسته به غرب و استکبار جهانیِ لعنتی و آمریکای جهانخوار و انگلیسِ حیلهگر و دیگر شیاطینِ بزرگ و کوچک باشد، نامش فریادِ عدالتخواهیِ مردمِ به ستوه آمده از ظلم است
-
عنوان ندارد
جمعه 8 بهمنماه سال 1389 15:46
چندان حرفمان نمیآید این روزها، علیالخصوص که مخاطبِ همیشگیمان تَرکمان کرده! اما شاید ... خبری در راه باشد!
-
خودت گفتی ...
سهشنبه 5 بهمنماه سال 1389 23:08
گفته بودی تکلیف 50% رو مشخص کنم که کردم، خواستم همونطوری که خواستی حضوری بهت بگم که یهو نخواستی! لابد تصمیمتو گرفتی دیگه ... گفته بودی اینکه یه وقت جواب نمیدی الزاما معنیش این نیست که قهر کردی، شاید معنیش اینه که از یه حرفی ناراحت شدی و حرف نزدنت موقته و فرداش دوباره همهچی از اول شروع میشه، ولی وقتی پرسیدم از کجا...
-
هشتمی
سهشنبه 5 بهمنماه سال 1389 21:03
آمار و احتمال مهندسی: ۱۱.۲۵ اینهمه آمار ملتُ در میاری، عُرضه نداشتی یه نمره درست و حسابی تو درسش بگیری؟ پ.ن: این یکی هم بخیر گذشت. با این حساب، برای اولین بار تونستم همهی واحدهای یک ترمم رو پاس کنم! پاس کردن 20 واحد مبارک همهی هوادارانم :دی معدل کل: 13.125
-
هفتمی
سهشنبه 5 بهمنماه سال 1389 16:35
ساختمان داده: ۱۵ بدون شک اگه نصف استعدادی که تو درسهای تخصصیت داری رو تو فوتبال داشتی، الآن گابریل عمر باتیستوتا رو در جیبِ چپ داشتی! پ.ن: با توجه به اینکه 2نمره از این درس به پروژههای کلاسی اختصاص داشت و بنده هم که بسیار ... میباشم (و طبیعتا هیچ بهرهای نداشتم از این 2نمره)، و اینکه سابقهی استاد یعقوبی در نمره...
-
ششمی
شنبه 2 بهمنماه سال 1389 22:36
زبان ماشین و برنامهسازیِ سیستم: 15.25 برو حالشو ببر پ.ن: هرچند کلا نمرهی جالبی نیست، اما احتمالا بالاترین یا یکی از بالاترین نمرهها باشه تو کلاس. و البته با در نظر گرفتنِ استاد هزار، در مجموع راضیکننده بود.
-
پنجمی
شنبه 2 بهمنماه سال 1389 22:34
اندیشه اسلامی۲: ۱۴ تو ترم قبل نشون داده بودی که اخلاق اسلامی نداری، این ترم هم سابقا ثابت کرده بودی که تربیت نداری، حالا هم که اندیشه! پسرهی بَداندیشِ کجاندیش
-
زبان سرخ
شنبه 2 بهمنماه سال 1389 11:52
آقا ما کلا یه اندکی -شاید هم اندکی بیش از اندکی!- زبانمان تیز است. اصلا معاینهی روحی اگر خواستید بکنید مارا، یکی از مواردش همین زبانمان میتواند باشد؛ به این معنا که اگر دیدید در یک مصاحبهی مفصل، شوخی نکردم، با کنایه و طعنه حرفی نزدم یا به قول دوستان تیکه انداختن در کارم نبود، میتوانید با قطعیت نتیجه بگیرید که حالم...
-
I'm Reloading Now!
جمعه 1 بهمنماه سال 1389 23:34
امروز رو باید با یک قلمِ پررنگ -ترجیحا ماژیکِ قرمز- تو تقویمم ثبت کنم. ولی نه ماژیک قرمز دارم، نه تقویمِ شخصی! همینجا مینویسم ناچارا: جمعه 1 بهمن 1389 نمیدونم زیر تاریخ اما دقیقا چی باید بنویسم. اینکه دقیقا چه روزیه، یا دقیقا چی شده رو نمیتونم درست توصیفش کنم. روز خوبیه به هر حال. خوب و قشنگ. یه جورایی یه شروع...
-
رسانهی خودی
جمعه 1 بهمنماه سال 1389 14:18
یه خبری رو امروز تو جهاننیوز خوندم در مورد صحبتهای صادق زیباکلام درباره مشایی. خود صحبت و نظرات زیباکلام به کنار، نحوهی گزارشِ جهان برام جالبتر بود! زیباکلام معتقد است ... صادق زیباکلام مدافع رسانهای رضاخان قلدر ، در گفت و گو با محرمانه نیوز تاکید کرد: ... مفسر بی بی سی ادامه داد :... این کارشناس سیاسی رسانه های...
-
براندازانه
جمعه 1 بهمنماه سال 1389 12:15
بعد از مشکل آفتِ زبان، گرفتارِ آفتِ لب شدیم! ضمن اینکه تعدادی از دندانهایمان درد میکنند و مارا از نان خوردن انداختهاند! مطابق معمولِ جمعههای قشنگ، کتابخَر شدیم. مجموعه ترانهی «تصور کن» از یغما گلرویی و یک کتاب خطرناک (!) حاصل گردش امروزمان بود. کتاب خطرناک «عالیجنابِ سرخپوش و عالیجنابانِ خاکستری» بود نوشتهی...
-
چهارمی
چهارشنبه 29 دیماه سال 1389 21:46
زبان تخصصی: ۱۵.۵ قابل تحمل بود. گرفتنِ همین نمره هم از دکتر هزار خودش کلی کاره! پ.ن: یادم نمیاد تو کل دوران تحصیل هیچ زبانی رو -اعم از انگلیسی و فارسی و عربی- کمتر از ۱۸ شده باشم. ولی وقتی فقط ۱ نمره از بالاترین نمرهی کلاس کمتر شدم، دیگه زیاد جای گله نمیمونه.
-
سوال
چهارشنبه 29 دیماه سال 1389 18:41
سوال: در بعضی منابع تاریخی آمده که امام حسین در برخورد با سپاه عمر سعد، سه پیشنهاد مطرح کرد: «یکی اینکه مرا بگذاری تا برگردم، یا به مرزی از مرزهای اسلام بروم، و یا اینکه به شام پیش یزید بروم و دستم را در دست او بگذارم». آیا این موضوع صحت دارد؟ و اگز صحت داشته باشد، آیا با هدف قیام امام حسین که مبارزه با شخص یزید بوده...
-
فروغنوشت
سهشنبه 28 دیماه سال 1389 23:52
اگر به سویت این چنین دویدهام به عشق عاشقم، نه بر وصالِ تو به ظلمتِ شبانِ بیفروغِ من خیالِ عشق خوشتر از خیالِ تو
-
تو عاقلی و فاضلی، در بندِ نام و ننگ شو
دوشنبه 27 دیماه سال 1389 09:42
آقا من حسودیم میشه وقتی تو گزارش هواشناسی اسمِ همهی استانهای مجاور -مازندران، گیلان، خراسانِ شمالی، سمنان- رو میگن؛ اما اصلا انگار نه انگار که استانی به اسم استان گلستان وجود داره! فوقِ فوقش اگه خیلی بخوان لطف کنن میگن «شرقِ دریای خزر»! دردنوشت: زبانم بهبود یافته؛ به اندکی دنداندرد مبتلا گشتهام! مهمتر از آن فکرم...
-
سومی (2)
دوشنبه 27 دیماه سال 1389 09:22
معادلات دیفرانسیل: 10 تو تمام زندگیت اگه یه بار به درد یه عده خورده باشی، اون یه دفعه همین الانه که دکتر جعفری مجبور شد به خاطرت 3 نمره به همه اضافه کنه! پ.ن: خب این لعنتی هم به لطایفالحیلی پاس شد! از این خانواده مونده یه ریاضی مهندسی که احتمالا اونم که 2،3 بار افتادن میخواد! علیالخصوص که استاد جعفری فرمودن دیگه...
-
زیاد به من نزدیک نشوید فعلا!
جمعه 24 دیماه سال 1389 18:55
الآن -دقیقا همین الآن رو عرض میکنم- دلم میخواد برم رو پشتِ بوم و فریاد بزنم. فراتر از فریاد اصلاً، هوار بزنم، یا عربده و حتی نعره! دلم میخواد برم دمِ در اتاقم بعد هی محکم بهش لگد بزنم ... نه! در اتاقم بدرد نمیخوره؛ یه در آلومینیومی باشه بهتره، مثل همین در تِراس. محکم لگد بزنم اونقدر تا له فرو بره به اونطرف! بعد هم...
-
حال امتحانی
جمعه 24 دیماه سال 1389 16:09
از امتحان دادن بدم میاد. همیشه بدم میومد، الان بیشتر از همیشه! حتی اون موقعا که شاگرد اول کلاس بودم هم روز امتحان با خباثتِ تمام دعا میکردم یه اتفاقی واسه معلمِ بدبخت بیوفته که امتحان کنسل بشه! حالم بهم میخورد از این بچه مثبتایی که یادِ معلم مینداختن که میخواست امتحان بگیره! یادش بخیر علی مهران بود اون قدیما! چقدر...
-
فنینوشت
جمعه 24 دیماه سال 1389 10:56
یک سوال فنی: این شعرِ "از باغ میبرند چراغانیات کنند ..." مگه از فاضل نظری نبود؟! چرا بعضی جاها نوشتن و میگن که از محمد سلمانیه؟! بیربط نوشت: گاهی اوقات باید عجله نکرد؛ باید گذاشت که زمان خودش هر گلی میخواهد به سر روزگارت بزند!
-
یک عدد شعر پیدا شده!
چهارشنبه 22 دیماه سال 1389 07:01
باید فراموشت کنم چندیست تمرین میکنم من میتوانم، می شود، آرام تلقین میکنم با عکسهای دیگری تا صبح صحبت میکنم با آن اتاق خویش را بیهوده تزیین میکنم سخت است اما میشود در نقش یک عاقل روم شب نه دعایت میکنم نه صبح نفرین میکنم حالم؟ نه! اصلا خوب نیست، تا بعد بهتر میشود فکری برای این دلِ تنهای غمگین میکنم من...
-
سومی
سهشنبه 21 دیماه سال 1389 23:52
معادلات دیفرانسیل: ۷ اینقدر بگو مزخرفات که ۱۰ ترم دیگه هم بیوفتی این درسِ شیرین رو! پ.ن: نمیدونم چی شده که اساتید اینقدر فعال شدن که به سرعت نمرهها رو میدن. دیروز فیزیک دادیم و صبح نمرهاش اومد. امروز معادلات دادیم و الان نمره اومد! فک کنم یه دستای پشت پردهای تو کاره که نمرههای مهندسی شدهای رو به ما بدن. من تسلیم...
-
دومی
سهشنبه 21 دیماه سال 1389 06:09
فیزیک۲: ۱۰ صد بار دیگه هم درسهای این خانواده رو برداری نمرهات از ۱۰ بالاتر نمیره! پ.ن: الان در پوست خودم نمیگُنجم! با روحیهای مضاعف از این نمرهی اول صبحی باید دو ساعت دیگه مزخرفات دیفرانسیل رو امتحان بدم!
-
اولی
دوشنبه 20 دیماه سال 1389 16:31
تربیتبدنی1: 18.5 تو یک آدمِ بیتربیتِ بَدبدن هستی!
-
مینیسک
شنبه 18 دیماه سال 1389 22:01
اطلاعاتِ اندکِ من از مسائلِ پزشکی ورزشی میگه اگه بعد از یه مدت که نشسته بودی و پاتو خم کرده بودی؛ وقتی بلند شدی دیدی زانوت درد میکنه؛ معنیش اینه که احتمالا مینیسکت آسیب دیده. + همینجا رسما اعلام میکنم که حاضرم به عنوان یک نمونهی کامل از هرگونه ناهنجاری جسمی و روحی در خدمت هر مرکز آموزشی پزشکی که بخواد استخدام بشم :دی...