من کده

اینجا ملک شخصی من است ...

من کده

اینجا ملک شخصی من است ...

اینجا :دی

هه هه من برگشتم به سرعت نور!

به نظرتون چی شد که برگشتم؟

1. باغچه گل نداشت از گل‌فروشی گل خریدم

2. اقتصاد کشورو کن فیکون کردم

3. جریان انحرافی رو از مسیرش منحرف کردم

4. سر فتنه رو قطع کردم

5. حمله‌ی امریکارو پیش‌بینی کردم امریکا ترسید از حمله صرف نظر کرد

6. اون دوتا نمره‌ی مذکور اعلام شدن اومدم که مطلب تحصیلیمو بذارم

7. بیداری اسلامی تبدیل به بیداری اسلامی شد خودمون دگرگون شدیم

8. آقا رفته ... هرچی هم خودمون داشتیم با خودش برده!

کجا

یکی نیست بگه این نویسنده‌ی نسبتا محترم کجا رفته که پیداش نیست!


به نظرتون کجا رفته؟

1. رفته گل بچینه

2. رفته جهاد اقتصادی کنه

3. رفته با جریان انحرافی مبارزه کنه

4. رفته با سران فتنه مذاکره کنه

5. رفته با اون یکی کاندیدای شکست‌خورده‌ی انتخابات حمله‌ی امریکا رو پیش‌بینی کنه

6. منتظره نمره‌ی دوتا درس باقیمونده‌ش بیاد تا یه دفعه یه پست تحصیلی بذاره

7. منتظره تحولات جدید خاورمیانه اوضاع رو به نفع مستضعفین جهان دگرگون کنه

8. آقا اومده ... چی‌چی آورده ؟؟؟ نخود و کیشمیش ....

مجلسیون

نشستن سر جاشون هرکی میاد مخالف نظرشون حرف بزنه دو دو می‌کنن که صداش نیاد! نه به اون موقع که مثل بز اخفش هرکی هرچی می‌گفت قبول می‌کردن نه به الان که تو نماد دمکراسی نظام دارن دمکراسی و آزادی بیان رو نقض می‌کنن!

نخارمه!*

بندگان خدا اعتصاب غذا کردن هیشکی محلشون نداد! آخرش بیچاره‌ها مثل اینکه گشنگی بهشون فشار آورد اعتصابشون تموم شد.


آخــــــــــــــــــــــــــی! دلم سوخت! یاد بدبختیای خودمون افتادم. بچه بودیم قهر می‌کردیم اعتصاب غذا می‌کردیم اولش می‌گفتن: «بیا خودتو لوس نکن، آدم که با شکمش قهر نمی‌کنه که!». ولی یه مدت که ادامه پیدا می‌کرد جملات می‌رفت به این سمت: «خب نخوردی که نخوردی. کوفتُ بخور! ...»

ما هم نهایتا در حالی بر مواضعمان پافشاری می‌کردیم و اعلام می‌داشتیم که هنوز اعصاب نداریم اما بالاخره با اخم‌های گره‌کرده می‌خوریم غذای خویش را!


هه هه! آقایان تازه در سیاست رسیده‌اند به 10 سال پیش غیاث‌الدین



*نمی‌خورم!

ریور

با خبر شدیم که ریورپلاته به دسته‌ی پایینتر فوتبال آرژانتین سقوط کرده. بسیار بسیار متاثر شدیم از این خبر. ان‌شاالله قسمت تیم‌های پرطرفدار خودمان هم بشود این توفیق

هُشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ !

این آقای محترم ظاهرا قسم خورده که تا بنده و امثال بنده را به اعتراف به غلط کردن ننداخته از پای ننشیند!

آقای دکتر گرامی! حالا ما بنا به یه دلایلی رای دادیم بهت. هنوز هم البته در همان شرایط اگر قرار بگیریم احتمالا همان رای را می‌دهیم؛ به اشکالاتتان هم واقف بودیم، اما دیگر قرار نبود گندش را درآوردید که! مانده‌ایم در حکایت کارهایتان که چه اصراری دارید به در آوردن صدای این و آن و بزرگ کردن نقاط منفی!


جان مادرت مثل آدمیزاد بنشین سر جایت و دلقک‌بازی در نیاور. ادامه بدهی دوره‌ی دوم ریاست‌جمهوریت به چهارسال نمی‌رسدها! از ما گفتن بود ...

تیتر خبر این است:

اعترافات نمایشی آیات قرمزی و عذرخواهی از خلیفه


در متن خبر آمده:

اعترافات آیات را باید در کنار اخباری مانند زنان آزاد شده از بند رژیم دید که فاش کردند که ارتش سعودی با ابزارهای مخصوصی آنان را شکنجه و مورد آزار جنسی قرار می دادند. برخی از زنان نیز فاش کردند که افراد ارتش سعودی زنان شریف بحرینی را وادار به رقصیدن کرده اند.



سوال اما اینجاست: از کجا متوجه شدید که اعترافات این خانم نمایشی بوده؟ از کجا فهمیدید که اظهارات زنان آزاد شده درست بوده؟ متقابلا ما از کجا بفهمیم که مثلا امثال ابطحی و عطریانفر و دیگران که در دادگاه اعترافات بلند بالا می‌خواندند اعترافشان از روی صداقت بوده و اصلا اجباری در کار نبوده؟ یا چطور به این نکته‌ی مهم پی ببریم که این همه آدمی که فرمونده‌اند در زندان‌های ما انواع و اقسام شکنجه، از قبیل آویزان کردن از دیوار و تجاوز و شکنجه‌های مختلف و متنوع روحی انجام می‌شود همه از دشمنان پول گرفته‌اند تا به حیثیت نظام ما صدمه بزنند؟

می‌فرمایند که آقای کاندیدای شکست‌خورده‌ی انتخاباتی که این اتهامات را وارد کرده مدرکی رو نکرده. خوب حالا شما مدرکی رو فرموده‌اید از شکنجه‌ی زندان‌های بحرین؟ یا استناد کرده‌اید به حرف تعدادی زندانی آزادشده و آزادنشده که طبیعتا کینه از حکومت بحرین به دل دارند و اگر هم بزرگنمایی بکنند غیرعادی نیست؟


* اصلا و ابدا قصد اتهام وارد کردن به نظام جمهوری اسلامی ندارم. اصلا هم قصد تطهیر حکومت بحرین و رد وحشیگری‌هایش در ماه‌های اخیر ندارم. فقط مانده‌ایم در این حکایت رسانه‌های زیبای خودمان که بعضا بیشتر از دفاع کردن گل به خودی می‌زنند به دروازه‌ی نظام!

شاعر گرانقدر می‌فرماید:

می‌خوام برسونمت، سونمت، سونمت .... لاو بترکونمت!





پ.ن: شوخی نمودیم! ما همان برادر ارزشی سابق می‌باشیم :دی

پ.ن2: تنها گناهِ من تویی!

مبارزه‌ى با فساد به صلاح احتیاج دارد؛ اول خودمان باید صالح باشیم؛ اهل فساد نباشیم تا بتوانیم با فساد حقیقتاً مبارزه کنیم. اگر در ما نقطه‌ى ضعفى از باب فسادپذیرى وجود داشته باشد، آن وقت دیگر خاطرجمع نخواهیم بود از اینکه در میدان قدم بگذاریم. لذا مواظب خودمان باشیم.

من اصلا کاری به چرت بودن یا نبودن فیلم پایان‌نامه ندارم، چون ندیدمش. با توجه به کارگردانشم انتظار ندارم اصلا فیلم خوبی باشه. ولی برخورد بعضیا برام جالبه که وقتی می‌بینن یه فیلمی مخالف عقایدشون ساخته می‌شه، بدو بدو میرن تو فیسبوک واسش صفحه درست می‌کنن که تحریم و از این حرفا:

"پایان نامه را تحریم میکنیم.

اگر یه ذره وجدان دارید اطلاع رسانی کنید"


بعد جالب اینه که فقط همین نیستا، میرن لیست بازیگرا رو نگاه می‌کنن بعد یکی اظهار نظر کارشناسی می‌کنه که:

"اینا همشون سریال تلویزیونی بازی میکردن حالا یه فیلم بهشون پیشنهاد شده ذوق مرگ شدن"

یا اون یکی میگه مثلا "حامد کمیلی هر فیلم چرتی میرسه بازی می‌کنه. اصلا بازیگرم نیستا! در حد همین مزخرفاته!"

ولی اصلا کسی نیست به نفر اول بگه که عزیز دل من! داریوش ارجمند و محمدرضا شریفی‌نیا و حامد کمیلی و جمشید هاشم‌پور و نیما شاهرخ‌شاهی و ... فقط سریال تلویزیونی بازی کردن؟ یا مثلا به نفر دومی همیشکی نمیگه که چرا اون موقع که این بنده خدا داشت تو تردید واروژ کریم مسیحی بازی میکرد نمیگفتی اَه اَه چقدر بد بازی می‌کنه؟! تا تو یه فیلمی که تو دوست نداری بازی کرد شد بازیگر بد دیگه نه؟


اون وسط یکی دوتا کامنت واسه حمایت از مثلا حامد کمیلی هم بود. حالا یه جواب دندان شکن بخونیم به حامیان!:

"baziya vaghean che cmaye cherti mizaran ! bekhoda majboor nistin har ja miresin nazar bedidi o cm bezarin !! vaghti harf zadane addito balad nisti chera miyay cm mizari akhe mage majbooret kardan !?!?!? masalan yani chi eshgeh man hamed komeili !? ya kheili jomlehaye maskhareye dge!! khejalat bekeshin baba ......( cme man serfan vase kasayie ke jomlehaye bachegane o chert neveshtan na baghiye ke nazarate dorost dadan)"

این یعنی اینکه هرکی نظرش با من یکیه نظر درست داده و هرکی مخالفه نظرات بچگانه و چرت نوشته! زنده باد مخالف من :دی


همین داستانو تو قضیه افتخاری هم داشتیم. یادمه اوایل بعد انتخابات یه اخباری منتشر شده بود که افتخاری از جنبش سبز حمایت کرده. اون موقعا شده بود استاد افتخاری. بعدا که تو یه مراسمی با احمدی نژاد اونقدر گرم گرفت شد شاگرد اخراجی کلاسای شجریان و خواننده ی لمپن و این چیزا! البته اینا که چیزی نبود. بریم بگردیم تو فحشایی که داده شده به بنده خدا ....



اخلاق آقا! اخلاق!


پ.ن: آقا با شما هم هستم! فک نکن فقط با بغل دستی بودم